این كتاب 320 صفحه ای تألیف آقای اكبر فلاحی، یكی از موضوعات طرح تدوین تاریخ انقلاب اسلامی است كه شامل پیشگفتار، مقدمه و مدخل می باشد كه از چهارده فصل تشكیل شده است.

در پیشگفتار، تاریخ انقلاب اسلامی را به چند مقطع مشخص و رده بندی نموده است كه از دوره آغاز نهضت اسلامی سال 1341 تا 1342 و در دوره دوم دوران تبعید امام از ایران از سال 1343 تا 1356 و دورره سوم اوج گیری نهضت اسلامی از آبان 1356 تا شهریور 1357 و دوره چهارم پیروزی انقلاب اسلامی در نیمه دوم 1357 را مورد بحث قرار می دهد.

در مقدمه تاریخ شفاهی به شرح و شناسایی وقایع، رویدادها و حوادث تاریخی بر اساس دیده ها و عملكرد شاهدان و ناظران و فعالان بوده است.

در مدخل چگونگی تبعید امام خمینی به تركیه آمده است.

 

فصل اول: دلایل و انگیزه های رژیم شاه از تبعید امام خمینی به نجف

رژیم شاه برای بیرون آمدن از فشارهای داخلی و خارجی تصمیم به تبعید امام گرفت و اما چرا رژیم شاه نجف را به عنوان تبعیدگاه دوم امام انتخاب كرد؟ می توان به چند دلیل پی برد: الف: فضای غیر سیاسی حوزه ی نجف، ب: برتری علمی حوزه ی نجف نسبت به حوزه قم، ج: رهایی از فشار افكار عمومی داخل و خارج از كشور، د: نفوذ رژیم در عراق و حوزه ی علمیه نجف، ه: مشورت با سفیر رژیم بغداد و برخی علما درباری و رجال سیاسی.

حجه الاسلام سید محمود دعایی در این باره می گوید: كه به هر حال رژیم شاهنشاهی در بن بست قرار گرفته بود و در جلسه ای به دكتر اقبال گفته بود كه اگر بتواند ایشان را از تركیه به عراق و حوزه علمیه نجف تبعید كند چند فایده دارد: اول اینكه در نجف نمی تواند كارهایی را كه در ایران انجام داده انجام دهد، ثانیا اگر این كارها را انجام دهد با عكس العمل های منفی مراجع در حوزه علمیه نجف مواجه می شود و آن ها با او درگیر می شوند و اگر سكوت كند منزوی می شود.

 

در فصل دوم: ورود امام خمینی به عراق

رژیم شاه پس از مذاكره با دولت عراق سرانجام امام و حاج مصطفی را بدون اینكه آنان اطلاعی از مقصد خود داشته باشند به عراق تبعید كرد، و اما واكنش مردم عراق هنگام ورود امام: زمانی كه یاران و شاگردان امام از ورود ایشان به عراق خبردار شدند تعداد زیادی از طلاب كه عده ای با سواری و عده ای با مینی بوس و بعضی ها هم با اتوبوس كه جمعیت زیادی را تشكیل می دادند به كاظمین رفتند و استقبال بی نظیری از امام و فرزندش حاج آقا مصطفی انجام دادند. امام سه روز در كاظمین ماندند و سپس به سامرا عازم شدند پس از سامرا به كربلا كه شرح مفصلی دارد رفتند. حجه الاسلام محتشمی پور درباره هوشیاری امام می گوید: امام علاوه بر اینكه نفسانیات را در خود كشته بود با آن ذهن بسیار تیز و هوش و استعداد و نبوغ خاص خود دریافته بود كه تبلیغ مرجعیت و توزیع عكس و هر حركت در جهت مطرح شدن ایشان باعث حساسیت آقایان و اصطكاك افكار عمومی روحانیون، علما و مراجع می شود لذا فرموده بود: كسی از من تبلیغ نكند امام در بعدازظهر جمعه 23 مهر 1344 از كربلا راهی نجف اشرف شدند.

 

فصل سوم: دیدار علما و طلاب نجف با امام خمینی(ره)

در این دیدار آیت الله خویی، آیت الله شاهرودی و آیت الله حكیم مرجع طراز اول جهان تشیع با امام خمینی ملاقات گرمی داشتند سپس امام به پاس احترام علما و طلاب نجف به بازدید آنان رفتند.

 

فصل چهارم: كلاس درس امام خمینی در نجف

امام تا مدتی از تدریس در نجف امتناع ورزیدند، ایشان می فرمودند كه من در نجف یك طلبه هستم و خودداری امام از تدریس به دو جهت بود، یكئ اینكه شیوه تواضع داشت و سعی می كرد كه مراجع ذهنیت منفی پیدا نكنند و وی خودش را به عنوان یك طلبه كه اصلا مزاحم هیچ كس نیست مطرح می كرد تا رژیم نتواند از حضور ایشان در نجف به نفع خودش استفاده كند. اما با اصرار گروه زیادی از طلاب باب اجاره را شروع كردند و گروهی اصرار داشتند باب صلاه را شروع كنند چون ایشان  باب طهارت را در قم تدریس كرده بودند و درس هایشان هم نوشته و گفته بودند و می خواستند از اول مكاسب كتاب البیع را شروع كند و امام درس خود را در حالیكه حدود یك ماه از اقامت ایشان در نجف می گذشت آغاز كرد.

 

ویژگی های درس امام

ایشان اول بحث فقهی را طرح می كردند و روایات، آیات و اجتماعات را هم كاملا بررسی می كردند و بعد هم نظر خودشان را می دادند. امام مباحث را به صورت عمیق وارد می شدند و بسیاری از معضلات و پیچیدگی های اصول را می گشودند و مبانی جدیدی در اصول فقه ایجاد می نمودند.

 

فصل پنجم: پرداخت شهریه و نماز جماعت امام خمینی(ره)

امام خمینی برخلاف رسم حوزه نجف در تقسیم شهریه مبنا را تجرد و تأهل گذاشتند و به طلاب متأهل دو برابر مجردین شهریه می دادند، این اقدام امام موجب جلب توجه طلاب به امام گردید. پرداخت دشهریه از سال 1341 به تدریج به میزان توانایی امام رو به افزایش گذاشت.

 

نماز جماعت امام

امام پس از یك ماه با اصرار آیت الله حاج سید محمدتقی بحرالعلوم كه در مسجد شیخ انصاری نماز می خواند و صبح ها در مسجد شیخ طوسی اقامه جماعت می كرد به حضور امام آمد و ایشان را به زور به مسجد شیخ انصاری برد و مجبور كرد كه ایشان نماز جماعت بخواند و خودش هم پشت سر امام به نماز ایستاد و به این ترتیب مسجدی هم برای اقامه نماز امام مهیا شد.

 

فصل ششم: امام خمینی و علما نجف

امام برای اینكه اطرافیان را مطمئن كند كه داعیه مرجعیت ندارد و حضور ایشان برای علما و مراجع محدودیتی ایجاد نمی كند از پذیرفتن تدریس و شروع كلاس درس خودداری كردند و در ماه های اول حضور نجف جز تشرف به حرم اقدام دیگری به عمل نیاوردند و همچنین تا مدتی از پذیرش نماز جماعت كه باز حساسیت اطرافیان و علما را در پی داشت خودداری كردند و در منزلشان اقامه جماعت می كردند. زمانی كه امام به حوزه علمیه نجف مشرف شدند آن حوزه به چهار گروه تقسیم می شد، گروه اول افراد بی تفاوت، گروه دوم جوان های بانشاط و علاقه مند و اهل مطالعه، گروه سوم كسانی بودند كه با بیوت و مراجع نجف ارتباط تنگاتنگی داشتند و گروه چهارم حضرات آیات و مراجع تقلید و آیت الله سید محسن حكیم كه در آن زمان مرجع طراز اول تشیع بودند به دیدار امام امده و با احترام با ایشان برخورد كردند، در این فصل اشاراتی به خصوصیات شخصیت های علمی مانند آیت الله شاهرودی، آیت الله میرزا حسن بجنوردی، آیت الله سید محمد باقر صدر، آیت الله سید عبدالله شیرازی و دیگر علما شده است.

 

فصل هفتم: مبارزات امام خمینی در نجف

امام خمینی عالم مجاهد و مبارزی بود كه از گذشته های دور آینده نهضت را برای خودش به تصویر كشیده بود و زمینه های یك حركت عمومی را از قبل تدارك دیده بود، استراتژی امام بر پایه معرفی اسلام راستین و آگاهی بخش به اقشار مختلف ملت بود. ایشان به مبارزه مسلحانه اعتقاد نداشتند و پیش بینی هم نمی كردند كه چنین شیوه مبارزه به نتیجه برسد. سازمان مجاهدین در سال 1344 با مشی مسلحانه تشكیل شد و اولین موضوعی كه باعث آشنایی امام با این گروه شد هواپیما ربایی آن ها از دبی و فرود در فرودگاه بغداد بود در این فصل اشاره ای به مواضع امام در برابر تیمور بختیار و دانشجویان شده است.

 

فصل هشتم: طرح تئوری حكومت

امام حكومت اسلامی را حكومت مبتنی بر قانون می دانست، قانونی كه از طرف خداوند تشریع شده باشد. قسمتی از این فصل به بازتاب و پیامدهای طرح  تئوری حكومت اسلامی: الف: علما و روحانیون نجف  و طرح حكومت اسلامی، ب : مبارزان و طرح تئوری حكومت اسلامی می پردازد.

طرح حكومت اسلامی به عنوان الگوی جایگزین برای رژیم شاه مطرح و واكنش رژیم را برانگیخت و ساواك تلاش كرد از ورود نوارهای سخنرانی امام به داخل كشور و تكثیر و چاپ جزوات جلوگیری كند و كسانی را كه در راس هستند دستگیر نمایند.

 

فصل نهم: چگونگی ارتباط امام با ایران و خارج از كشور

در سال های تبعید امام در عراق افراد و شبكه هایی ارتباط ایشان را با مبارزان داخل و خارج از كشور برقرار می كردند كه یكی از مهمترین كانال های ارتباطی مراسم حج بود. در این فصل بخشی اختصاص به فعالیت های رژیم شاه در عراق برای كنترل و تضعیف فعالیت امام خمینی و یارانش دارد.

 

فصل دهم: مخالفت امام خمینی با تبلیغ مرجعیت

آیت الله حكیم در اردیبهشت 1349 رحلت كرد، صبح همان روز امام به اطرافیان فرمودند كه شما برای من هیچ گونه فعالیت و تبلیغی مثل پخش عكس و رساله انجام ندهید. در داخل ایران نیز یاران و شاگردان ایشان علی رغم مخالفت وی با ترویج مرجعیتش تلاش گسترده و شجاعانه ای برای اعلم معرفی كردن امام انجام دادند و معتقد بودند كه این كار خود نوعی مبارزه با رژیم پهلوی است.

 

فصل یازدهم: مواضع و نحوه برخورد امام خمینی با مقامات عراق

امام در تمامی مدتی كه در نجف بودند در اعلامیه ها و بیانات و ارشادات كه به مناتسبت آغاز یا پایان درسی ایراد می كردند نسبت به مسائل جاری در عراق و رژیم آن كشور سكوت اختیار می كردند اما درباره ی مسائل مربوط به كشور خوشان ساكت نبوده و نسبت به آن حساسیت به خرج می دادند.

 

فصل دوازدهم: صدور فتوا در حمایت از مبارزات مردم فلسطین

مبارزه با رژیم اشغالگر قدس یكی از اصول اساسی استراتژی مبارزاتی امام خمینی بود و صدور فتوای تاریخ امام درباره عملیات پارتی زانی كه در جواب عده ای از مبارزان فلسطینی صادر شد كه در آن پیام از دولت های اسلامی و سایر مسلمین در خواست شده بود كه به هر نحوی شده این جورثمه فساد( اسرائیل) را از بین ببرند و از كمك مدافعین كوتاهی نكنند.

 

فصل سیزدهم: شهادت حاج آقا مصطفی

حاج آقا مصطفی تربیت یافته دست امام بود، ایشان شخصیت خودساخته ای بودند كه می توان گفت جامعیت امام را داشت و رابط بین امام و علمای طراز اول نجف بود. ایشان در راه پیشبرد مبارزه و ایجاد وحدت و یگانگی میان یاران امام همواره پیش گام بود و سرانجام در اول آبان 1356 به گونه ی مرموز و ناگهانی در نجف درگذشت.

 

فصل چهاردهم: هجرت امام از عراق

در سال 1353 رژیم شاه با رژیم بعث عراق قرارداد 1975 الجزایر را امضا كردند و رژیم عراق محدودیت و سخت گیری ها را بر امام و یارانش بیشتر كرد و چند روز بعد از آشتی ایران و عراق استاندار نجف تهدید كرد كه اگر از این پس یك خط علیه ایران چاپ كنید انگشتانتان را قطع می كنیم و از آن تاریخ به بعد جلوی همه فعالیت ها حتی چاپ توضیح المسائل امام گرفته شد و در نتیجه حضرت امام فرانسه را برای اقامت جدید انتخاب كردند و فرمودند كه در كشورهای اسلامی احتمال راه ندادن هست چون این كشورها تحت نفوذ شاه هستند ولی در پاریس این احتمال نبود.

 

نتیجه گیری

 در سال های آغازین دهه 40 شاه، به دستور آمریكا و برای تحكیم پایه های رژیم خود با الگو گیری از شیوه های غربی به برخی اقدامات دست زد كه مخالف ارزش های اسلامی و استقلال كشور بود اقدامات رژیم واكنش و مخالفت روحانیون و اقشار مختلف ملت را به رهبری امام خمینی در پی داشت لذا در 13 آبان سال 1343 تحت تدابیر امنیتی بسیار شدید امام خمینی را دستگیر و به كشور تركیه تبعید كرد.

 

برشی از كتاب

در صفحه 159 آمده است:

 در مجموع علی رغم مخالفت ها و اختلاف نظر درباره این موضوع به گفته آیت الله اشرفی شاهرودی مباحث حكومت اسلامی تحولی سیاسی در حوزه نجف ایجاد كرد و آن رااز حالت ركور و بی خبری از مسائل سیاسی و اجتماعی خارج ساخت.

در صفحه 227 می خوانیم:

عراقی ها هیچ گاه نتوانستند از وجود حضرت امام در آن سال ها بهره گیرند چون امام ماهیت عراقی ها را می شناخت و تفاوتی بین آن ها و رژیم شاه قائل نبودند و با همان نسبت كه با رژیم شاه مسأله داشتند با آن ها هم مسأله داشتند لذا اجازه نمی دادند كه از وجودشان بهره گیری كنند.

 

برای خرید این كتاب اینجا كلیك كنید.